محمد على آزاد كشميرى

89

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

90 ) ميرزا ابراهيم الشيرازى [ - 1070 ه ق ] « 1 » : پسر ملا صدرا است . وى عالم عامل و فاضل كامل ، در اكثر علوم و فنون سيما در معقولات يكتاى زمان و از جملهء اساتذهء سيد نعمة الله جزايرى بود . بالجمله ميرزا از علماى متبحرين و به خلاف پدر خود سالك مسالك حق و يقين بود چنانچه سيد نعمة الله موصوف در بعض تصانيف خود آورده كه چون وارد بلدهء شيراز شدم به خدمت كسى نرسيدم سواى ميرزا ابراهيم پسر ملا صدر الدّين شيرازى كه جامع علوم عقليه و نقليه بود ، و بسيارى از حكمت و كلام را به خدمت وى قرائت نمودم و حاشيهء او را كه بر حاشيهء شمس الدّين خفرى بر شرح تجريد است پيش او خواندم . اعتقادش در اصول دينيه بهتر از اعتقاد پدرش بود و مىگفت كه اعتقاد من در اصول دين مثل اعتقاد عوام مؤمنين است و در اين تشبيه ، سخنش بر صواب بود . در لؤلؤة البحرين مسطور است كه : « ملا صدرا را پسرى بود ميرزا ابراهيم ، فاضل عالم متكلم جليل نبيل و جامع اكثر علوم بود خصوصا در عقليات و رياضيات يد طولى داشت و بعضى از علماى ما بعد ، مدح و ثناى او گفته‌اند كه او در حقيقت مصداق يخرج الحى من الميت بود . پيش جمعى از علما قرائت علوم نموده از جملهء ايشان پدر او است . با وجود اين معنى ، مسلك پدر خود نداشت بلكه به خلاف طريقهء پدر در باب تصوف و حكمت بود » . شيخ عبد النبى قزوينى در تكملهء امل الآمل ذكرش آورده و بعد مدح و ثناى بليغ در حق وى گفته كه : « ميرزا ابراهيم آيت الهى در تحقيق ، و حجت خدا بر اصحاب تدقيق ، از اعاظم علما و فضلا بود . بسا مسائل مشكله و دقايق خفيه را از فكر خود حل نموده . اگر گويم كه بر پدر خود فائق بود تصلف « 2 » نيست ، و اگر گويم كه از جميع افاضل و امثال خود بهتر بود مبالغه نباشد » . و همچنين در مدح وى فقرات بسيار آورده و گفته كه از تصانيف او است : حاشيه بر حاشيهء خفرى ، و رسالهء انيقه و عجالهء دقيقه ، و تفسير آية الكرسى كه آن را به نام سلطان عصر خود نوشته . و او به خلاف پدر خود مسلك داشته زيراكه والد او با سلاطين و ملوك ، ربط و ارتباطى روا نداشت و ميرزا به خلاف پدر خود با ملوك حسن سلوك مىورزيد و تفسير آية الكرسى بر آن گواهى مىدهد . و الله يعلم بواطن خلقه » . از تصانيف او است حاشيه بر شرح لمعه تا كتاب الزكاة ، و حاشيه بر رسالهء اثبات واجب محقق دوانى ، و حاشيه بر الهيات شفا ، و تفسير عروة الوثقى . وفات او در عهد دولت شاه‌عباس ثانى صفوى در شيراز به سال يك‌هزار و هفتاد هجرى واقع شد .

--> ( 1 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 8 ، رياض العلماء ، تتميم امل الآمل ، ص 51 ، لؤلؤة البحرين . ( 2 ) . تصلف - لاف زدن ، چاپلوسى كردن ، تملق .